تبليغاتX
استاد ازل
آسوده بخواب

خوابيدي بدون لالائي و قصه

بگير آسوده بخواب بي درد و غصه

ديگه كابوس زمستون نمي بيني

توي خواب گلهاي حسرت نمي چيني

ديگه خورشيد چهره تو نمي سوزونه

جاي سيلي هاي باد روش نمي مونه

ديگه بيدار نمي شي با نگروني

يا با ترديد كه بري يا كه بموني

رفتي و آدمكها رو جا گذاشتي

قانون جنگل و زير پا گذاشتي

اينجا قهرن سينه ها با مهربوني

تو تو جنگل نمي تونستي بموني

دل تو بردي با خود به جاي ديگه

اونجا كه خدا برات لالائي ميگه

ميدونم ميبينمت يه روز دوباره

توي دنيايي كه آدمك نداره


نوشته شده توسط سعيد | لینک ثابت || نظرات(1) - ارسال نظر -  

 
arash.modiri@yahoo.com <%CommentTime%> <%CommentDate%> <%EntryTime%> <%EntryDate%> <%RecentEntryTime%> <%RecentEntryDate%> <%RecentEntryTitle%> http://azadbashiiraneman.javanblog.com/albums/3210/
«  January 1970  »
MonTueWedThuFriSatSun
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930 
table.prevnext td { font-size: smaller; } 18 32 http://azadbashiiraneman.javanblog.com/images/noavatar2.gif